تخفیف ویژه شهرداری مشهد برای مادران سه‌فرزندی| ۲۸۳۱ پدربزرگ پای کار فرزندآوری آمدند نقش پررنگ عوامل غیرقابل اصلاح در ابتلا به سرطان پستان مادر بودن، یک سپر بیولوژیکی در برابر سکته مغزی و آسیب عروقی مغز ناهید کیانی مسافر قطعی بازی‌های آسیایی ناگویا شد مژده لواسانی: سخت‌ترین تجربه کاری‌ام «من زنده‌ام» بود سهم زنان ایران از جایگاه ریاست دانشگاه‌ها چقدر است؟ برنامه‌ریزی برای اتصال کسب‌وکار‌های خانگی و مهارت‌بنیان به چرخه صادرات افزایش ۱۳۳ درصدی مصرف سیگار در دختران نوجوان | زنگ خطر سلامت جامعه و نسل آینده، مدت‌هاست به صدا در آمده است چاقی یکی از شایع‌ترین تغییرات دوران یائسگی است زنان سرپرست خانوار، جمعیت عمده تحت حمایت کمیته امداد استان تهران انتشار فراخوان پنجمین «همایش بین‌المللی کتاب سال بانوان» | حمایت از آثار پژوهشی زنان، هدف اصلی است اجرای فرآیند هدایت تحصیلی ویژه فرزندان زنان سرپرست خانوار در تهران| آیا قول شهرداری عملیاتی شد؟ کدام گروه از مادران روستایی و عشایر در سمنان، رایگان بیمه شده‌اند؟ کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان: امیدوارم امسال طلسم قهرمانی المپیک آسیایی را بشکنیم مبینا نعمت‌زاده بازی‌های آسیایی را از دست داد زیارت بیش از یک میلیون نفر زائر از بقعه حضرت بی بی حکیمه (س) در سال یک بانوی شاعر نیشابوری موفق به دریافت نشان «درجه یک هنر» شد «دیو و دختر»، روایتی کودکانه از مهارت‌های زندگی در مشهد دستور پخت کیک کدو سبز در منزل + فیلم چرا تفکیک زباله مهم است؟ | تجربه سبک زندگی هوشمندانه
سرخط خبرها
نگاهی کوتاه به کتاب «من برمی‌گردم» | فرصتی برای جوانه زدن تا خورشید

نگاهی کوتاه به کتاب «من برمی‌گردم» | فرصتی برای جوانه زدن تا خورشید

  • کد خبر: ۴۰۲۷۸۹
  • ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
این کتاب روایتگر ماجرایی از زبان بانوی قصر هارون الرشید است، زبیده خاتون که پس از شهادت امام موسی بن جعفر آن هم به دستور همسرش و کسی که روزی نور چشم او به حساب می‌آمده، تصمیم می‌گیرد برای همیشه مردی را که عاشقش بوده ترک کند.

نعیمه ترکمن‌نیا، فعال فرهنگی | شهربانو، رمان «من برمی‌گردم» روایتی تاریخی‌دینی است از زبان زبیده‌خاتون، همسر هارون‌الرشید عباسی. ابتدای داستان با موقعیتی آغاز می‌شود که زبیده‌خاتون از خاتون بودن، ثروت و زندگی در قصرالخلد هارون‌الرشید دست شسته و راهش را انتخاب کرده است: پیروی از امامش. در این تصمیم، پیرزنی به نام حبابه نقش پررنگی دارد، پیرزنی که از مدینه برای پیدا کردن ردی از امام موسی‌بن‌جعفر (ع) به بغداد آمده است، زیرا امامش در این شهر زندانی هارون‌الرشید است.

«من برمی‌گردم» روایت تصمیم‌ها و تاوان‌های سخت در راه حق و حقیقت است، تصمیم‌هایی که زنان بزرگ تاریخ اسلام گرفته‌اند و در این مسیر از فرزند، همسر، ثروت و زندگی راحت و ... و حتی جان خود گذشته‌اند.

رمان شروع بسیار خوبی دارد، آستانه‌ای لغزنده که از همان ابتدای داستان دست خواننده را می‌گیرد و تا آخر کتاب همراهش می‌کند. این رمان با زاویه دید اول‌شخص و از زبان شخصیت اصلی داستان روایت شده است. انتخاب این زاویه دید به دلیل صمیمیتی که ایجاد کرده درست بوده است. هم‌چنین این زاویه دید کمک کرده است خواننده دغدغه‌های ذهنی زبیده را بهتر ببیند و بشنود و درک کند. رمان از زبانی یکدست و روان برخوردار است که متن را به اثری خوش‌خوان تبدیل کرده است. علاوه بر این توصیفات قوی، جان‌بخشی و تشبیه‌های زیبا نیز نثر داستان را آراسته است.

رمان «من بر می‌گردم» نوشته فاطمه دولتی است که از سوی انتشارات کتاب جمکران در ۱۹۲ صفحه به چاپ رسیده و اکنون چاپ دوم این کتاب به بازار آمده است. فاطمه دولتی نویسنده‌ای جوان است که قبل از این اثر «شب چهلم» را در کارنامه خود دارد.

در ابتدای کتاب می‌خوانیم:

یک هفته پیش، من مردم، در اتاقی که دستم را برای اولین بار گرفته بود، همان‌جا که در گوشم زمزمه کرده بود: تو بانوی قلب منی. زیر سقفی که برای اولین بار پسرمان امین را دیده و از شوق به سجده افتاده بود. به تصویر خودم در آینه نگاه می‌کنم. زنی بلندقامت می‌بینم با صورتی به سفیدی برف‌های دست نخورده و چشم‌هایی که نه سرخ است، نه تر. یک هفته برای گریه کردن وقت داشتم، برای کنار آمدن با خودم. این یک هفته مانند هزار سال گذشت، تلخ و کش‌دار. حالا که دل از همه چیز بریده‌ام و قصد رفتن دارم، امید می‌خواهم، کمی نور، چیزی شبیه خورشید که یخ‌بندان قلبم را آب کند تا فرصت جوانه زدن پیدا کنم، سبز شدن.

دوباره زل می‌زنم به آینه. شاید دیگران گمان کنند هفته پیش روز مرگم بود، روز از دست دادن همه چیز‌هایی که روزی صاحبشان بودم، اما حقیقت چیز دیگری است. من چند ماه پیش بود که زندگی‌ام تمام شد، همان روز که خبر رسید امامم به دستور او شهید شده، او که شوهرم بود، او که پدر بچه‌ام بود و او که روزی دوستش می‌داشتم. من چطور از آن روز به بعد کمر راست کردم؟ چطور نفس کشیدم؟

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.